تبليغاتX
.::: فاتح 26 :::.

 به وبلاگ Bagheri Martyr Internet Team خوش آمديد

این حسن باقری کی بوده که همه دارن در موردش حرف میزنن ؟؟!!!؟؟!


وقتی که آمد کسی فکر نمی کرد طفل امروز ، روزگار فردا را از آن خود خواهد کرد . تجزیه و تحلیلش از همه چیز جامع بود . خوب گوش می کرد ، می خواند و می نوشت و حرف آخر را می زد .

کودکی کرد ؛ جوانی ، پدر و همسری ، کمی دامپروری خواند . دانشجوی ممتاز حقوق دانشگاه تهران بود .

روزنامه نگاری کرد و جنگید . طبل جنگ که کوبیده شد ، بی هیچ ادعایی سنگ زیر آسیای جنگ شد ؛ تا با مردان روزگارش سایه های وحشت را به روشنایی آرامش دور کنند . زمانه مردان شجاع می خواست . درایت و جسارت باقری روزگار سخت جنگ را برای یارانش آسان می کرد ، برای آنانی که هم قدم و هم نفسش شدند . مهرش دل نشین بود ، قوت کار و قهرش همه لطف . آواز رزم را در ذهن های زین الدین ، خرازی ، باکری ، همت و ... هم او جاری کرد . در شناساییها همراهشان شد ؛ گفت ، شنید و نشانشان داد و رفت و چه زود رفت ...

  عضويت در وبلاگ
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
انجمن سایت
بازیهای آنلاین  
موضوعات
زندگینامه
خاطرات
عمومی
طرح ها
اطلاعیه ها
عکس
کلیپ
دلنوشته
صحبت های شهید باقری


Design : LearningBet

دعوت نامه


لوگودوني
لینک به سایت





دوستان


 100خاطره از شهید حسن باقری

دستنوشته ها و زندگی نامه شهید باقری

تبلیغات

کلوب شهید حسن باقری

جومونگ قوی‌تر است، یا شهید باقری؟

قطعا جواب كودكانی كه این روزها با خانواده خود هفته‌ای دو شب پای تلوزیون می‌نشینند و این سریال كره‌ای را دنبال می‌كنند، «جومونگ است» و ولاغیر.

شخصیت جومونگ در این سریال به قدری قوی و دارای محاسن فراوان اخلاقی فردی و اجتماعی است كه هر بیننده‌ای را در هر رده سنی‌ای به خود جذب می‌كند؛ جومونگی كه افسانه‌ای بیش نیست. 27280_205.jpg

شاید توضیح و تفسیر نام جومونگ در صفحات افسانه‌های تاریخ كشور كره چند سطری بیشتر نباشد، اما به بهترین نحو ممكن حدود 90 ساعت برای او شخصیت‌پردازی كرده‌اند و این جومونگ نه فقط برای كره‌ای‌ها، بلكه برای بسیاری از مردم دنیا یكی از دوست داشتنی‌ترین چهره‌ها شده است و این یعنی كره‌ای‌ها الگو معرفی كرده‌اند و چیزی برای عرضه كردن دارند. در سریال‌های قبلی آنها «یانگوم» نمونه یك بانوی كامل نشان داده شد و امروز هم جومونگ جوانی است، كامل در تمام زمینه‌ها كه فوق العاده آرمان‌گراست.

این روزها اگر به برادر یا خواهر كوچكتر خود بگوییم جومونگ كیست؟ چه جوابی به ما می‌دهد؟ جومونگ در ذهن او یك اسطوره است.

در طرف دیگر ماجرا اگر بگوییم مثلا شهید حسن باقری را می‌شناسی یا نه؟ گیج می‌شود و منگ می‌ماند. البته تقصیری هم ندارد. او هیچ ذهنیتی از امثال شهید باقری در ذهن خود ندارد.

شیخ بهایی را هم نمی‌شناسد. از ابوعلی سینا هم فقط چند خطی در كتاب‌های درسی خوانده است. شهید همت و چمران تداعی كننده سرعت بالای اتوموبیل‌ها در اتوبان‌های نام گذاری شده به نام این شهیدان است. نام‌هایی كه بعضی از آن‌ها سرنوشت تاریخ را تغییر داده اند و زیبایی‌های بسیاری را در عالم حقیقت و نه در افسانه‌ها خلق كرده اند.

حیف كه این همه اسطوره داریم و نمی‌توانیم آنها را معرفی كنیم ...
 
منبع : سایت تابناك
[+]  نوشته شده توسط در پنجشنبه 27 فروردین1388 در ساعت | |
سردار خلاق

سردار باقری بی شک یکی از بزرگترين پديده های جنگ بود. گنجی بود که تمام جواهرات ايمان، اخلاص عمل، تخصص و تعهد در آن نهفته بود. یکی از جواهرات گرنبهای وجود باقری خلاقيت او بود.

اين خلاقيت در تمام اعمال و تصميمات او نمود پيدا می کرد. روش های خلاقانه باقری در شناسايی دشمن و طرحهای عملياتی بی نظير او تمام فرماندهان خودی و دشمن را شگفت زده می کرد. با اين همه هيچ گاه ادعايی نکرد و  تا لحظه شهادت خود را فقط يک بسيجی و سرباز کوچک امام زمان (عج) می خواند.

 

شهيد باقری در شناخت نقاط ضعف دشمن استعداد فوق العاده ای داشت و با مديريت بالایی که داشت از کمترين امکانات خودی بالاترين استفاده را می کرد. او نشان داد که وقتی توکل با تخصص همراه شود پيروزی حتمی است.

 

باقری نشان داد که برای شکست دشمن مهترين عامل شناخت دقيق دشمن و طراحی خلاقانه و ابتکاری بر اساس اين شناخت است.

 

اکنون شناسايی دشمنی که مرز و خاکريزی ندارد وظيفه سنگين و پيچيده ای است و در راستای آن نياز به طرح هايی داريم که علاوه بر خنثی کردن حملات تبليغاتی، نقاط ضعف دشمن را هدف بگيرد. در اين جنگ هم وقتی پيروز می شويم که ابتدا نقاط ضعف خودمان را اصلاح کنيم و  در اين راه چه خوب است که الگوهايی چون شهيد باقری داشته باشيم.

 

سردار شهيد باقری در نهايت جوانی قله های فتح را فتح کرد تا همگان بدانند قلبی که سرشار از ايمان و عشق به خدا باشد منبع تمام الطاف و کرامات الهی خواهد شد.

ر.مختاری

 

[+]  نوشته شده توسط در چهارشنبه 12 فروردین1388 در ساعت | |
به مناسبت سالگرد شهادت سردار حسن باقری(غلامحسین افشردی) - نهم بهمن 1361

 

مي‌داد نسيم سحري بوي تنت را
از باد شنيدم خبر آمدنت را


صد مصر پُر از يوسف و يعقوب، ندارد
اي گم شده‌ام، رايحة پيرهنت را


همچون دل ما بشكند آن دست كه بشكست
اي سرو چمن! قامت دشمن شكنت را


امروز به هنگام عروج تو ملايك
گفتند به من قصّة پرپرزدنت را


گفتند كه چون لالة پرپر شده‌ ديديم
در روضة گل رنگ حسيني، حسنت را!


يكپارچه جان بيند و دل جاي تن تو
صاحب‌نظري گر بگشايد كفنت را!

 

جسم تو همه جان شد و پيوست به جانان
ديگر ز چه گيريم سراغ بدنت را؟


ادامه مطلب
[+]  نوشته شده توسط در سه شنبه 8 بهمن1387 در ساعت | |
داستان تو *•.¸.¸

به نام او که دير زماني است آرامشم داده

 

سلامی به تازگيه وضوی آخرينت، به گرمی قطره قطره از آبشار زلال خونينت، سلامی به مهربانیه دستان گره گشايت، سلامی سرشار از مهر، سرشار از حرف های در سینه خفته، شنيده ام که دوستی گفت: هرگز نفست را تلخ فرو مبر!

چگونه شروع کنم. چه کار کنم؟ هنوز هم دير نشده براي «دستان تو» سرودن. مي سرايم از همان شبي که پنجره خانه خود را باز کردم و در قلب آسمان هزاران ستاره درخشان ديدم که دست در دست هم ياد تو را باز براي هم نقل مي کردند، نسیمی که از سرزمین هایی دور می آمد دفترچه ی خاطراتی به همراه داشت که بر رویش حک شده بود خاطراتی از جنس مبارزه!

برگ برگ خاطراتت را با شبنم اشکهایم می شستم که ناگهان شاهین جوانی به پرواز درآمد و نواي غمگين جدايي را يادم آورد. ولي من نمي دانستم که اين نوا، نواي عاشقانه اي مي باشد تا ياد تو که هرگز از خاطرم بيرون نخواهد رفت در ماورای ذهنم جاری شود.

چند وقتيست که طوفاني از امواج ناآرام در درونم شعله ور است. هنوز نتوانسته ام قايق وجودم را به ساحل واقعي برسانم فقط آن امواج ناآرام گاهي از جوهر قامتم به روي اوراق دفترم جاري مي شوند و کلمات «داستان تو» را به رشته تحرير در مي آورند.

آري ضربه پژواک صداي يا حسين تو که زيباترين معناي عشق را در کوهستان درونم جاری کرد، احساس کردم که دوباره غنچه هاي وجودم نداي شکفتن سر مي دهند آن غنچه هايي که مدت هاست که در سکوت به سر مي برند و با آن ها حرفي نزده ام. ولي امروز بهانه اي شد تا دوباره با درونم حرفي بزنم آري کاش مي توانستم در بغض ابرها شريک باشم و تا خدا بگريم وقتي چنين احساس غريبي مرا تا آخر کوچه هاي بن بست بغض گرفته ی عشق مي برد و چنين است که هر پنجشنبه پرواز را مشق مي کنم، پروازي شبانه از سر مزارت تا کهکشاني دور ...

آري اي مسافر دشت های رملی تمامي شب را به ميهماني ستارگان، «داستان تو» بود بر زبانم. آن موقع که تا صبح درخوابم نيامدی تک تک ستاره ها خواب تو را مي ديدند و ...

[+]  نوشته شده توسط در یکشنبه 24 آذر1387 در ساعت | |
نوید فتح 3

هرگز رفتنت در باورم نگنجید. چرا که تو نرفته بودی. فقط از نگاه من دور شده ای همین! هنوز صدایت را می شنوم. صدای قدم هایت روی خاک سست فکه را می گویم. تو پرچم دار عشقی! تو بر فراز قله ی عشق ایستاده ای و فکه با تمام فرشتگانش، هر روز به طوافت می آید. امروز من هم به طواف چشم هایت آمده ام. خواستم حاجتم را بگویم اما نگفتم. نگفتم تا بدانی که پا روی دل می گذارم و خواهش تمام سلول های بدنم را لبیک می گویم و باز هم از تو، تو را می خواهم. باز هم بغضم را پنهان می کنم تا کسی شاهد تنهایی ام نباشد. آخر نمی خواهم تصور کنند که تو لحظه ای تنهایم گذاشته ای. دل را می شکنم و پا روی غرور لگد مال شده ام می گذارم. اما مردانه می مانم و می جنگم. همان گونه که تو خواسته ای. همان گونه که طلب کرده ای. عاشقت خواهم ماند حتی اگر جانم را نستانی و زیر بار منت نامردان رهایم کنی. حتی اگر خوار شوم. خارم کن. چرا که میدانی در چشم دشمنانت فرو خواهم رفت. پس خارم کن. که این چنین شکستن در راه تو، آرزوی دیرینه ی من است.

 

راحله

[+]  نوشته شده توسط در سه شنبه 21 آبان1387 در ساعت | |
گاهی یک عکس همه دلنوشته های توست
[+]  نوشته شده توسط در پنجشنبه 9 آبان1387 در ساعت | |
نوید فتح

نوید فتح !

هنوز جبهه از عطر یاد تو پر است؛

هنوز بر فراز خاکریزهای عشق ایستاده ای ؛ 

و در نگاه تو حماسه موج می زند؛

هنوز فریاد یا حسین تو واژه ها را شکست می دهد؛

و قطره قطره های سرخ خون تو همچون مرکبی سرود ماندگار عشق را روی کاغذ وطن نوشته است؛

هنوز هم به هنگام حج؛ تو با فرشتگان؛ سرزمین فکه را طواف می کنی و با تمامی وجود خویش ندای هل من ناصر زمانه را لبیک می دهی؛

هنوز عطر یاد تو باقری!

بوی نرگس سپید می دهد و نامت همیشه چون طلوع فجر زنده است.

حدیث تو تا ابد و تا ظهور نور در دل زمانه نقش بسته است و در سرزمین افتخارمان این بار در جبهه های بدون خاکریز در پناه نور عصر؛

هنوز ایستاده ای؛

 و باز هم؛

 نوید فتح می دهی.

 

تقدیم به روح بزرگ شهدای اسلام

 و سردار شهید همیشه جاوید حسن باقری

 

سروده ر.مختاری

 

 

[+]  نوشته شده توسط در جمعه 12 مهر1387 در ساعت | |
آرنولد من...حسن

از بچگی عاشق فیلمای اکشن جنگی بودم بخصوص فیلمایی که آرنولد توش بازی می کرد.همش تو نخ هیکلش و روشای مبارزه و سلاح هایی که دستش می گرفت بودم.

ولی انصافا عجب هیکلی هم ساخته...

گذشت تا یه پام به اینترنت باز شد و یه سری از موضوعات مثل صهیونیزم،هالیوود،آرماگدون و جنگ های آخرالزمانی و ... توجهم رو جلب کرد.خیلی از سایت هایی که در مورد این موضوع می نوشتن استفاده می کردم و مقالات و مطالبشون رو روزانه می خوندم.رسیدم به جاهایی که ارتباط سینمای هالیوود با صهیونیزم رو فاش کرد و روش های نفوذ شخصیت های فیلمهاشون در افکار و ذهن جوونا می گفت.در حین خوندن بودم که یکی از ادی هام یه پی ام فرستاد در مورد شخصیتی از دفاع مقدس خودمون به اسم حسن باقری...زیاد مهم نبود برام اما برای اینکه دلش نشکنه و کانتر وبلاگش بره بالا لینکشو زدم.

بعد از خوندن این مطلب سینمای هالیوود چند کلمه برام ایجاد سوال کرد:

سینما ، بازیگر ، ورزش ، آمریکا ، صهیونیزم ، افسانه

تو فکر این کلمه ها بودم که یه alt+tab هم زدم که وبلاگ رفیقمو ببندم چشمم خورد به یه عکس از جوونی با هیکل بسیار لاغر و به قول خودمون نی قلیون قیافشم هر کی میدید دلش براش می سوخت.خودم که کلی دلم براش سوخت

گفتم بزار یه کامتم برا رفیقمون بزاریم دلش نشکنه که وقتی لینک کامنتو زدم بالای صفحه زده بود :حسن باقری فرمانده جوان سپاه اسلام

جاتون خالی کلی خندیدم

با خودم می گفتم آخه این فسقل بچه فرمانده بوده؟!!!!!!!!!! عجب خالی بندیایی

حالم گرفته بود گفتم عکسش این همه فاز داد خندیدیم بزار متنشم بخونم شاد بشیم...

شروع کردم خوندن : شهید حسن باقری - ۲۶ ساله - فرمانده اطلاعات عملیات سپاه - فرمانده کلی عملیات دیگه توی جنگ با عراق

کم کم خنده های تمسخر آمیزم تبدیل شد به حالت کف بری

آخه این ، ۲۶ ساله ، فرمانده ، جنگ ، واقعیت ، هیکل ، لباس

من کیم اینجا کجاست

همینطوری که در حالت بریده شدن کفم بودم یه لحظه برگشتم به افکارم در مورد آرنولد و اون کلماتی که برام سوال ایجاد کرده بود:

سینما ، بازیگر ، ورزش ، آمریکا ، صهیونیزم ، افسانه

یه نگاه به وبلاگ شهید باقری انداختم و کلماتی که اومد تو ذهنم:

۲۶ ساله ، فرمانده ، جنگ ، واقعیت ، هیکل ، لباس ، عراق ، آمریکا ، عملیات ، لشکر

کلا کم اتفاق می افته فکر کنم  اما مثل اینکه اون روز  شانس داشتم و مخم به کار افتاد.کلمه ها رو با هم مقایسه کردم:سینما و افسانه و بازیگر :واقعیت و جنگ ، ورزش و قرص های انرژی زا:هیکل نی قلیون این پسره ، آمریکا و عراق و صدام : یه الف بچه ۲۶ ساله

نمی دونم چی شد اما برق از کلم پرید.با خودم گفتم البته ببخشیدا رک حرف میزنم گفتم خره اون آرنولده ۴۰ سالشه بازیگره کلی قرص مرص خورده هیکلش اون شده میره توی فیلم فرماندهی می کنه و  توی عملیات خالی بندی پیروز میشه و اخرش آب پرتغالشو می خوره

اما

این پسره با این سن با این هیکل با این لباس توی جنگ واقعی جلوی صدام و آمریکا فرمانده هم بوده آب پرتغالم ندادن بهش ، مجانی ، یه لشکر

مگه مغز خر خوردی الگوتو بزاری آرنولد؟!!!!!!

نشسته بودم عکسشو نگاه می کردم با خودم مثل دیوونه ها حرف می زدم.بابا دمت گرم.بابا تو دیگه کی هستی(البته با آهنگ) آخه با این سنت با این هیکلت فرمانده شدی کلی هم پیروزی تو کارنامت داری!!!!

نمی دونم چی شد ولی از اون روز دیگه نتونستم شخصیتی پیدا کنم که وقتی با این فرماندهه(حسن باقری)مقایسش می کنم جلوش کم نیاره.با خودم گفتم اگر با این سنش تونست یه جنگ رو فرماندهی کنه وقتی جنگ توی زمان ما جنگ روانی و سایبریه یعنی منی که دو سال ازش کوچیترم نمی تونم مثل اون بشم در این نوع جنگ؟!!!

نمی دونم ... شمام دوست داشتین بدونین آرنولد من کی بوده اینجا یه مقدار دربارش توضیح داده:http://www.sajed.ir/pe/content/view/104/2

[+]  نوشته شده توسط فاتح 26 در چهارشنبه 27 شهریور1387 در ساعت | |
گمشده ي من !

گمشده

خدایا هر کسی به دنبال گمشده خود می رود. هر کسی برای نجات خود راهی می اندیشد. هر کسی به امیدی و آرزویی زندگی میکند، اما من امیدی و آرزویی ندارم. جز تو گمشده ای نمی شناسم و جز تو راه نجاتی نمی یابم. همه را فراموش می کنم، همه دنیا را پشت سر میگذارم، یکه و تنها به سوی تو می آیم و دست نیاز فقط به سوی تو دراز می کنم.

خدایا، می خواهم با تو تنها باشم، می خواهم از همه چیز چشم بپوشم، می خواهم جز تو محبوبی و معبودی نداشته باشم، خوش دارم که در زیر این آسمان سیاه کسی جز تو از من نداند، کسی جز تو نیاز مرا نشنود، کسی جز تو مرگ مرا نبیند.

خدایا، مرا بسوزان، در عذاب  درد خاکسترم کن، باز هم تو را شکر میکنم.

مصطفی چمران  لبنان

 

..................................................................

 

 (( برگرفته ازکتاب نیایش ها ))

 

[+]  نوشته شده توسط در یکشنبه 24 شهریور1387 در ساعت | |
نماز شب

به ميمنت رسيدن ماه بندگيه خدا که خيلي هامون بيصبرانه منتظر آمدنش بوديم ميخواستم يکي از مناجات هاي شهيد چمران رو از کتاب نيايش ها بزنم ولي قبلش يک دوست خوب که علاقه وافري به گمنامي دارند و از انسان هاي باعشق روزگار هم هست، متن زير رو داد تا قبل از مناجات دکتر چمران بيارم .

منم که يه آدم حرف گوش کن !!!

   ........................................................................................................

.........................................................................................

.......................................................................

بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است. خدایا! خسته ام! نمیتوانم نیمه شب،یازده رکعت بخوانم.

بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

بنده ی من، قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.

خدایا سه رکعت زیاد است.

بنده ی من، فقط یک رکعت نماز وتر را بخوان.

خدایا! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟

بنده ی من، قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله.

خدایا! من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

بنده ی من، همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله.

خدایا هوا سرد است! نمی توانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم!

 بنده ی من، در دلت بگو یا الله، ما نماز شب برایت حساب می کنیم. بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.

ملائکه ی من ! ببینید من اينقدر ساده گرفته ام، اما او خوابیده است. چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید، دلم برایش تنگ شده است، امشب با من حرف نزده. خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم، اما باز خوابید. ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست. پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود، اذان صبح را می گویند. هنگام طلوع آفتاب است ای بنده بیدار شو، نماز صبحت قضا می شود. خورشید از مغرب سر بر می آورد.

و خداوند رویش را بر می گرداند./

                                                                                             باران

[+]  نوشته شده توسط در چهارشنبه 20 شهریور1387 در ساعت | |
آرشيو
هفته دوم آذر 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته دوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
اطلاعات
  روز بخير كاربر مهمان!
آمار بازديدها:
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

مدير سایت :
فاتح 26
فاتح
لينكستان

::جزيره دانلود::
::سايت آموزش تك::
لينكدوني

سایت شخصی ابوالفضل فتاحی
سایت بزرگ حاج عبدالرضا هلالی
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور / خانواده / معارف اسلامی / علمی و فرهنگی / مهدویت / تاریخ و سیاست
بانک صوت و فیلم مذهبی یاسین مدیا, دانلود مداحی, دانلود نرم افزار
تکدید صوت و فیلم مذهبی
عاشورا- بزرگترين مركز دانلود مداحي رايگان
سایت حاج محمود کریمی
مجله الکترونیکی تلویزیون و سینما
شرهانی قطعه ای از بهشت
رمز پیروزی
کلبه ای از نیلوفرهای آبی
درياي دل
100 خاطره
به یاد خدا و مهربانی هایش
دل خوش به سکوتم
قلب سلیم
ناگفته‎هاي جنگ
ويژگيهاي موشك فوق مدرن ايران
درس هایی از مکتب مدیریتی دفاع مقدس
به یاد شهدا
مردان خدا
مستند دفاع مقدس
جهاد مجازی
مسعود ده نمکی
فریاد خاموش
دلشکسته
دختر و پسر
دفاع مقدس
مسافر راه خدا
شاخه گلی از یک طلبه
پيام قاصدک
شلمچه
چند کيلو اميدواري
خدايي که به ما لبخند ميزند
: :همه چیز در مورد شیطان: :
نگاه خيس
نارنگي
يعسوب
پله پله تا خدا !
من از آن روز که در بند توام،آزادم
عدالت علوي

آرشيو پيوندهاي روزانه


طراح قالب : علي مهاجر
Powered By : Blogfa


Javascripts